ظرف بتادین خالی
۱ـسلام
۲ـنمی خواهم در مورد جار وجنجال هایی که در پست قبل به پاشد وآنهمه کامنت درگیری و...
حرفی بزنم هیج حرفی جز یک کلمه (هیچ)
۳ـاین غزل را به این غزل تقدیم می کنم
۴ـیا حق
:شب زن مرده اي بود شب را مست بر تخت خود مي جويدم
شب زن مرده اي كه تن اش را از هر آنجا كه شد مي جويدم
برزخ تلخ بي خوابي و خواب ازدحام ديازپام و قهوه
ماه قرصي كه آن را به هذيان زير دندان خود مي جويدم
يك( وصيت غزل)در سرم هي دست و پا مي زد و فحش ميداد
عاشق اين غزل بودم اما هرچه مغز (اتود) مي جويدم...
مثل طاعون یک جالباسی موشهایی مرا می جویدند
من (کتی)را که دامادی ام بود گوشه ی آن کمد می جویدم
برسر سفره ي شام آخر لقمه ها در گلو گير كرده
بعد هر استكان چاي مسموم مرگ را يك نخود مي جويدم
خود كشي را نفهميده بودم سيم برق است يا سيم تلفن
(فاز ) و (نول) را به هم بسته بودم هم( كاتد) هم( آند)مي جويدم
خودكشي را نفهميده بودم از مج دست يا ساق پا يا...
خون پشيمان هذيان من بود (ندبه)را ند به ند مي جويدم
وحشت از پيكرم پاشد و رفت سمت ظرف (بتادين )خالي
دستپاچه به من خيره شد من ...من در ظرف(يد) مي جويدم
از تمام جهان آنطرفتر دستهاي خدا در بنا گوش
داد ميزد كه (الله اكبر)،از مچ دستهاي خدا خون...
قامتي بسته بودم خميده بسم..و الحمد...ارحم...مالك...
قامت افتاد و اياك نع..را ياك نع ..نع...ن..بد...مي جويدم
سيصد و سيزده اسب بي سر در سرم شيهه زد ناگهان جنگ
من پريدم در آغوش ميدان هر كه نزديك شد مي جويدم
نيزه اي مرده در سينه ام بود من نيفتاده بودم كه با حرص
كنده پستان پتياره اي را روي كوه (احد) مي جويدم
□ □ □ □ □
تو پلنگي شدي و پریدي آسمان را اگر بنگرم آه
مي چكد خون به پيشاني ام از جاي چنگ تو بر صورت ماه
شب زن مرده اي بود در تو، تو زني مرده در زايش شب
خون رگل غزل روي چاقو
شب زني بود در نيمه ي راه
این خانه ی مجازی متعلق است به یک صالح سجادی مجازی یک متولد 1355تبریز یک فارغ التحصیل مدیریت وبرنامه ریزی آموزشی از دانشگاه علامه طباطبائی تهران یک شاعر یک کاریکاتوریست ویک فعال در هنر های تجسمی در شعر نزد مرحوم استاد حسین منزوی شاگردی کرده ام ودر کاریکاتور نزد استاد جواد علیزاده در هنر های تجسمی هم نزد استاد احمد فراش خیابانی وخودم